الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

345

الغدير ( فارسي )

و ناروا خواهد بود ، پس چون او امام است ناچار اولى ( سزاوارترين ) مردم است به آنها از خودشان . سوم - مناسبترين مقصود رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله از اين دعا كه سخنان خود را با آن پايان داده ( و ناچار جمله‌هاى دعا مرتبط با جمله‌هاى قبل از آن است ) اينست كه آن جناب در مقام بيان تكليف بر حاظرين بوده كه عبارت باشد از وجوب طاعت ( فرمانبردارى امّت در قبال علي عليه السّلام ) و وجوب موالات كه در نتيجه ترغيب مردم است در آن دعا به فرمانبردارى و گردن نهادن در قبال او و تهديد است از تمرّد و سرپيچى از اوامر او ، و اين معنى فقط در صورتى است كه مولى نازل منزلهء اولى باشد بخلاف اينكه بگوئيم مراد پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله از ( مولى ) محب و ناصر بوده كه در اين صورت از سخنان پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله جز اين بدست نمىآمد كه : علي عليه السّلام محب و دوستدار كسى است كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله او را دوست بدارد يا يار و مدد گار كسى است كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله يار او باشد ، و در اين صورت مناسب اين بود كه دعا اختصاص به او ( على عليه السّلام ) داشته باشد در موقعى كه او قيام بمحبت يا نصرت پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله بنمايد ، نه اينكه شامل عامهء ملت شود اگر قيام و اقدام بموالات او نمايند و نفرين بعامهء آنان باشد اگر قيام بدشمنى با او بنمايند ، مگر اينكه ( فرض نمائيم ) غرض آن جناب تأكيد موجبات پيوستگى مراسم دوستانه بين او و امّت بوده وقتى كه دانستند او ( على عليه السّلام ) دوست ميدارد و يارى مىكند هر فردى از آنها را در هر حال و در هر زمان كما اينكه آن جناب چنين است و در اين صورت و در نتيجه پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله علي عليه السّلام را از خود خليفه قرار ميدهد تا وظيفهء محبت و نصرت را انجام دهد و با اين تعيين براى امّت وسيلهء نجات از هر مهلكه و خلاص از هر ترس و احتفاظ از هر پستى فراهم گردد چنان كه بين سلاطين و رعايا و امراء و مأموران ترتيب بدان جاريست . چون محبت و نصرت در وجود نازنين پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله بر اين مبنا و صفت است ناچار در آنكسى هم كه قدم بجاى قدم آن جناب ميگذارد بايد بر همين منوال و خصوصيّت باشد و إلَّا سياق كلام مختل و ارتباط سخن گسيخته مىشود ، در نتيجه با